على محمدى خراسانى

7

شرح كفاية الأصول (فارسى)

جهاد و ايثار و فداكارى و شجاعت و غيرت و . . . و آنان اين ويژگيها را نداشتند . پس گويا اصلا مرد نيستند . پس نفى جنس گاهى حقيقتا و واقعا است و گاهى تنزيلى و فرضى و ادعايى است . با اين مقدّمه چهار احتمال را بازگو مىكنيم : 1 - به عقيده مرحوم آخوند در تمام مواردى كه با لاء نفى جنس شروع مىشود ، منظور همان نفى جنس است و مستعمل فيه نفى جنس مىباشد . منتها گاهى حقيقتا نفى جنس مىكند و گاهى ادعائا و تنزيلا و يكى از آن موارد هم جمله « لا ضرر و لا ضرار » است كه در ظاهر نفى جنس مىكند و مىگويد كه اصلا ضررى وجود ندارد ولى نفى جنس ادعائا و تنزيلا است نه حقيقتا ، زيرا حقيقتا كه ضرر وجود دارد . فى المثل معامله ضررى ، وضوى ضررى ، وجوب ضررى ، لزوم ضررى و . . . ولى از آنجا كه آثار و احكام آنها مرتفع است ، پس كان اصلا ضررى نيست و اين احتمال شواهدى دارد . الف ) اصل در اين مركبّات يعنى موضوع له و معناى حقيقى آنها نفى جنس است . ب ) حمل بر احتمالات ديگر كه خواهد آمد موجب مجازيّت است و داعى نداريم كه مرتكب مجاز شويم ج ) اين‌گونه تعبيرات معمولا در مقام مبالغه و تاكيد به كار مىرود ، مثل اينكه به فردى بگوييم او اصلا آدم نيست . كنايه از اينكه هيچ صفتى از خصلتهاى انسانى در او ديده نمىشود . يا آنها اصلا مرد نيستند ، كنايه از اينكه هيچ‌يك از صفات مردان در آنها وجود ندارد . يا اصلا ضررى وجود ندارد . كنايه از اينكه هيچ اثرى از آثار ضرر برآن مترتب نيست . پس كانّ اصل ضرر منتفى است . و متناسب با مقام تاكيد و مبالغه همين است كه نفى جنس اراده شود و مقتضاى بلاغت و بجا سخن گفتن جز اين نيست . 2 - به عقيده مشهور و شيخ اعظم « 1 » در اين‌گونه موارد حكم شرعى مراد است و منظور از « لا صلاة الّا بالركوع » نفى صحّت است و منظور از « لا ضرر » نفى حكم ضررى است ، يعنى در اسلام حكم ضررى وجود ندارد ، چه حكم تكليفى مثل وجوب ضررى كه منتفى

--> ( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 314 ؛ مكاسب ، در رساله لا ضرر ، ص 373 - 372 .